در ماه رمضان، آیتالکرسی هر روز بر زبان ما جاری میشود. شاید بتوانیم این بار، در معنای عمیقتری از "لا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ" تأمل کنیم: اینکه در برابر بیماران، مدعی علم مطلق نباشیم، محدودیتهای دانش بشری را بپذیریم، و با تواضع و صداقت، همدلانه در کنارشان بمانیم.
طاهر خبر_ دکتر مسعود اسدی| دکتر رضا جراح مغز و اعصاب، پس از یک عمل طولانی از اتاق عمل خارج شد. آقا “مجید”، جوان ۳۲ سالهای با تشنجهای مکرر، به دلیل وجود یک ضایعه عمیق در لوب فرونتال تحت عمل جراحی قرار گرفته بود. نمونهبرداری حین عمل (frozen section) که برای راهنمایی جراح انجام شد، نتیجهاش “گلیوم با درجه پایین” را نشان داد؛ توموری با رشد کند و پیشآگهی نسبتاً خوب.

دکتر رضا با خیال راحتتر، برداشت تومور را تا جایی که ایمنی بیمار اجازه میداد ادامه داد و به خانواده که در سالن انتظار بیصبرانه منتظر بودند، پیام داد: “خوب پیش رفتیم، نمونهبرداری اولیه نشاندهنده تومور خوشخیمتریه، اما باید منتظر جواب نهایی پاتولوژی بمونیم.”
یک هفته بعد، جواب نهایی پاتولوژی آمد: “گلیوبلاستوم مولتی فرم”، گرید ۴، بدخیمترین نوع تومور مغزی. این تناقض ناشی از این حقیقت بود که تومورهای مغزی گاهی ناهمگون هستند؛ ناحیهای که نمونه حین عمل از آن گرفته شده، بخش کمخطرتر تومور بوده، اما بخشهای عمیقتر، بدخیم و تهاجمی. دکتر رضا مانده بود چه کند. خانواده این یک هفته را با امید زندگی کرده بودند. همسر مجید هر روز پیام میداد و خدا را شکر میکرد که “تومور همسرش خوشخیم بوده.” او حتی برای جشن گرفتن، یک شام خانوادگی ترتیب داده بود.
دکتر رضا میتوانست به آنها بگوید نمونه حین عمل محدودیت داشته و تشخیص نهایی چیز دیگری است. میتوانست هم بگذارد کمکم خودشان در جریان ویزیتهای بعدی بفهمند. اما این بار، یاد آیه آیتالکرسی افتاد که همیشه آن را زمزمه میکرد: “…لَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ…” (بقره، ۲۵۵)؛ هیچ کس به چیزی از علم او احاطه ندارد، مگر آنچه خود بخواهد. او که فکر میکرد با علم و تکنولوژی روز، همه چیز را میتواند پیشبینی کند، حالا در برابر این حقیقت قرآنی سر تعظیم فرود آورده بود: دانش بشر، حتی با پیشرفتهترین ابزارها، همواره با پردههایی از نادانی احاطه شده است.
خطای نمونهبرداری، ناهمگونی تومور، محدودیت تشخیصها؛ همه و همه یادآور این حقیقتاند که علم پزشکی، قطرهای در برابر اقیانوس ناشناختههاست.
در اخلاق پزشکی، اصل راستگویی و صداقت ( veracity and honesty) ایجاب میکند که پزشک نه فقط در بیان تشخیص، که در بیان قطعیت و عدم قطعیتهای علم پزشکی نیز صادق باشد.
دکتر رضا در ابتدا به درستی به خانواده گفته بود که باید منتظر جواب نهایی باشند. اما پس از آمدن جواب نهایی، نوبت به صداقتی دشوارتر میرسید: پذیرش این که آنچه با قطعیت کمتر گفته شده بود، اینک با واقعیتی تلخ تر جایگزین شده است. پنهانکاری یا طفره رفتن، استقلال و حق انتخاب بیمار و خانواده را نقض میکند. آنها حق دارند بدانند با چه وضعیتی مواجهاند تا بتوانند برای ادامه درمان، مراقبتهای تسکینی، یا حتی کیفیت ماههای باقیمانده تصمیمگیری کنند.
اصل مسئولیتپذیری (Responsibility) نیز در اینجا معنایی دوگانه مییابد. پزشک مسئول است که نه خطای خود، که محدودیتهای ذاتی علم پزشکی را به خانواده توضیح دهد. ناهمگونی تومور و خطای نمونهگیری، تقصیر او نیست، اما توضیح آن و مدیریت تبعات روانیاش، مسئولیت اوست. همان طور که اگر دکتر رضا امروز سکوت کند، فردا که خانواده در جریان ویزیتهای بعدی یا پیشرفت سریع بیماری، حقیقت را بفهمند، با خشم و احساس فریبخوردگی عمیقی مواجه خواهند شد که اعتمادشان به کل سیستم درمانی را برای همیشه از بین میبرد.
اما مهمتر از همه، اصل شفقت و همراهی (compassion) است. گفتن حقیقت تلخ، هرگز به معنای گفتن خشک و بیروح آن نیست. دکتر رضا میتوانست با هماهنگی یک جلسه حضوری، در کنار تیم روانشناسی بالینی، ابتدا از خانواده به خاطر این نوسان روحی عذرخواهی کند (نه به خاطر اشتباه، که به خاطر رنجی که این نوسان ایجاد کرده)، سپس با زبانی مهربان و توأم با امید واقعبینانه، برنامه درمانی جدید را توضیح دهد.
او میتوانست بگوید: “علم پزشکی با همه پیشرفتش، هنوز در برابر برخی تومورها مثل این، محدودیتهایی دارد. نمونه حین عمل فقط بخشی از حقیقت را نشان داد، اما الآن با اطلاعات کاملتر، میتوانیم دقیقتر برای ادامه مبارزه برنامهریزی کنیم. من تا آخرین لحظه کنار شما و همسرتان هستم.”
در ماه رمضان، که ماه نزول قرآن است، آیتالکرسی هر روز بر زبان ما جاری میشود. شاید بتوانیم این بار، در معنای عمیقتری از “لا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ” تأمل کنیم: اینکه در برابر بیماران، مدعی علم مطلق نباشیم، محدودیتهای دانش بشری را بپذیریم، و با تواضع و صداقت، همدلانه در کنارشان بمانیم؛
نه به عنوان خدایانی کوچک، که به عنوان خادمانی متواضع و راستگو.
دوم رمضانالمبارک ۱۴۴۷