در ادبیات مدیریت شهری، اختلاف میان شورا و شهردار معمولاً بهعنوان عاملی برای کندی تصمیمگیری شناخته میشود با این حال، تجربه این روزهای ساری پرسشی تأملبرانگیز پیش روی شهروندان و مدیران قرار داده است.
طاهر خبر_ یادداشت| در ادبیات مدیریت شهری، اختلاف میان شورا و شهردار معمولاً بهعنوان عاملی برای کندی تصمیمگیری شناخته میشود با این حال، تجربه این روزهای ساری پرسشی تأملبرانگیز پیش روی شهروندان و مدیران قرار داده است: چرا در دورهای که تنش و اختلاف میان شهردار و شورای شهر به اوج خود رسید و حتی تا استیضاح پیش رفت، شاهد تحرک نسبی در بخشهایی از شهرداری،مانند نهضت آسفالت، بهبود نسبی نظافت و پیشرفت طرحهای عمرانی بوده ایم؟
این همزمانی، بار دیگر این پرسش مهم را برجسته میکند که ظرفیت واقعی اجرای پروژهها در شهرداری چقدر است ،اگر شهردار در شرایط پرفشار و زیر ذرهبینِ سختگیرانه منتقدان توانسته است چنین حجم از کار را به جلو ببرد، این واقعیت یک پیام مهم در دل خود دارد: توان اجرایی سیستم برای کار کردن وجود دارد.
نکته کلیدی و پرسش اساسی اینجاست که اگر این اراده و توانِ اجرایی که امروز بهصورت فردی و در سایه تهدید و نظارتهای اضطراری دیده میشود با «اتحاد و همافزایی واقعی» میان شورا و شهردار ترکیب میشد، چه دستاوردهای بزرگی برای شهر به همراه داشت؟
اگر انرژی و ظرفیت که این روزها صرف زدوخورد سیاسی، مهار یکدیگر و حاشیههای مدیریت شهری میشود، در یک مسیر مشترک هزینه میشد، قطعا ضریبِ عملکرد شهرداری چند برابر میگردد و بازدهی آن به شکل چشمگیری افزایش مییافت در آن حالت، شهروندان به جای شاهد بودنِ یک «عملکردِ واکنشی و تحتفشار»، شاهد توسعهای همهجانبه، متوازن و پایدار بودند.
شهروندان به نتیجه نگاه میکنند که شهر چقدر برمدار رفاه و پیشرفت است و به دعواهای درونی به عنوان سهمخواهی فردی نظاره میکنند و در صدور کارنامه به فرض محال اگر نمرات تخصصی، بیست به شما بدهند اما نمره انضباط را بعید میدانم سرجمع انگشتان یک دست دهند و همین موضوع در تصمیم گیریهای بعدی موثر است ، شهروندان که کارفرما هستند ،یقینا تخصص و تعهد را با هم طلب میکنند.
موقعیت کنونی ساری، بهخوبی نشان میدهد که کلید توسعه شهر در گروِ چگونگی تعامل ارکان مدیریت شهری است این وضعیت اثبات میکند که اگر شورای شهر و شهردار:
۱-حذف تعارض منافع: کنار گذاشتن منافع شخصی و جناحی و تمرکز بر اصول شفافیت و پاسخگویی.
۲-اتخاذ مدیریت پیشدستانه: حرکت بر اساس برنامههای بلندمدت به جای واکنش به بحرانها.
۳-تقسیم کار حرفهای: حرکت در مسیر عقلانیتی که در آن شورا و شهرداری، نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار هم برای تحقق اهداف شهر ایستادهاند.
🥇برنده نهایی و قطعی این میدان، کسی جز «شهروندان ساری» نخواهد بود.🥇
تحرک عمرانی و خدماتی این روزهای شهرداری ساری، هرچند در بستر تنش و اختلاف شکل گرفته، اما نشان داد که سیستم مدیریتی شهر ظرفیت کار کردن را دارد بااینحال، تداوم تنش هزینهبر است و نمیتوان انتظار داشت توسعه پایدار روی بستر بحران بنا شود.
درس بزرگ این تجربه برای مدیران شهری ساری آن است که برای کار کردن نیازی به دعوا و بحران نیست اگر شهردار و شورا به جای تقابل، دست در دست یکدیگر بگذارند و انرژی خود را صرف خدمت به شهروندان کنند، میتوانند همین عملکرد را با ضریبی به مراتب بالاتر تکرار کنند تا طعم شیرین مدیریت کارآمد، بیش از پیش در گوشهگوشه شهر جاری شود.
حامد اسمعیلی
نویسنده کتابهای «مدیریت شهری» « مدیریت جهادی» « ویژگی شهرهای جهانی»