
دکتر باباییان جلودار عضو هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در نامهای به نطق منان رئیسی نماینده مجلس قم واکنش نشان داد و گفت: آییننامه ارتقا تنها بهانه است؛ درد اصلی بودجههاست.
به گزارش طاهر خبر، متن این نامه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
جناب آقای محمد منان رئیسی نماینده محترم مردم شریف قم در مجلس شورای اسلامی- سلام علیکم
با احترام، صحبت های شما در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه سیزده آبان 1404 که ضمن طرح سوال از وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری، نقدی برآیین نامه ارتقای اساتید داشتید را در سایت تابناک خواندم. شما اشاره داشتید که آیین نامه ارتقا به نحوی است که اساتید ما درب اتاق های خود را بسته و فقط به دنبال چاپ مقاله هستند؛ به طوری که به فکر حل مسائل در کف جامعه نیستند. برادر عزیز، برای ما مشخص نشده که شما واقعا دغدغه برای دانشگاهها و نخبگان کشور دارید یا برای چیزهای دیگر؟ در هر صورت، چون بحث دانشگاه و پیشرفت کشور مهم است، علاقمند هستم در این ارتباط چند نکته را به استحضار جنابعالی برسانم.
1-جناب نماینده محترم، شما اشاره داشتید که آیین نامه ارتقا به نحوی است که اساتید ما درب اتاق های خود را بسته و فقط به دنبال چاپ مقاله هستند؛ به طوری که به فکر حل مسائل در کف جامعه نیستند. اگر جنابعالی به عمق اظهار نظر خود توجه دقیق نمایید، متوجه می شوید که سیاست دولت و مجلس شورای اسلامی در طول زمان سبب آسیب به دانشگاهها و بسته شدن درب دانشگاههای کیفی شده است. جناب عالی که بودجه دانشگاهها را تصویب می کنید، آیا نمی دانید در دانشگاههای چه خبر است؟ اگر واقعا نمی دانید گناه شما نا بخشودنی است واگر می دانید بسیار بی انصافی است که این مشکلات را صرفا بر گردن اساتید و یا وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می اندازید. دانشگاه تنها محل آموزش نیست. در کنار آموزش، بحث پژوهش و فناوری هم مطرح هست. دانشگاهها برای پیشبرد پژوهشهای کیفی نیاز به ابزارها، وسایل آزمایشگاهی و تجهیزات پیشرفته و مواد اولیه دارند که بهدلیل مشکلات اقتصادی، فراهم نیست. رشد سالانه بودجه دانشگاهها با رشد نرخ تورم همخوانی ندارد.
2-شما اظهار نمودید، چرا وزارت علوم که مرکز نخبگان کشور است برنامه عملیاتی جدی برای کنشگری عملیاتی دانشگاه ها در حل مسایل کشور نداشته و دچار روزمرگی شده است؟ جناب نماینده، بودجه در نظر گرفته شده برای انجام یک رساله دکتری در دانشگاه ما 13 میلیون تومان (حدود 130 دلار) است. من از شما می پرسم با این پول و حتی چندین برابر آن، چگونه می توان نقشه راهی برای رفع معضلی از بیشمار مسایل کلان کشور ارایه کرد؟ اگر دقت نمایید تفاوت چشمگیری در بودجههای پژوهشی اختصاص یافته به دانشگاههای ما و دانشگاههای خارجی وجود دارد. به این مساله، موضوع مهم و اصلی معیشت دانشجویان تحصیلات تکمیلی در شرایط اقتصادی کنونی را اضافه نمایید که نه تنها انگیزههای تحصیل بلکه حتی امید به زندگی آنها را مستهلک نموده است. مزید اطلاع جنابعالی، حقوقی که جنابعالی و امثال شما برای اساتید دانشگاه تصویب کردید آیا هزینه زندگی جوانی که امروز به عنوان استادیار در دانشگاه استخدام می شود را پوشش می دهد؟ حتی اگر هزینه زندگی آنها را پوشش بدهد برای چند سال و با چه امیدی ایشان باید منتظر خرید یک ماشین یک میلیاردی و یک منزل حداقل 5 میلیاردی در تهران و شهرهای بزرگ باشد؟ اگر حقوق دانشگاهیان را در حال حاضر، چهار و نیم برابر کنید، قدرت خرید آنها با قدرت خرید سال 1396 برابر میشود. بسیار متاسفم که همه چیز وارونه جلوه داده میشود. میزان حقوق اساتید، توانایی زندگی، ازدواج، خرید مسکن و غیره همه در فرار مغزها تاثیر دارند. هنر بسیاری از مسوولین این است که از عقل و تجربه دیگران استفاده نمیکنند تا بتوانند کار مطلوبی انجام دهند و برای کشور علم و ثروت تولید نمایند.
3- شما برندگان نوبل علمی دنیا را مطرح کردید و نوبل پزشکی امسال را مثال زدید، که دو نفر از سه نفری که جایزه را بردند در ۱۰ سال اخیر کمتر از ۳ مقاله دادند. دوست عزیز، آیا شما میدانید بودجه تحقیقاتی آنها چقدر هست؟ آیا میدانید اعتبار و بودجه پژوهشی دانشگاههای محل خدمت آنها چقدر است؟ چرا اعتبار تحقیقاتی دانشگاههای ما را با دانشگاههای محل تحقیق آنها مقایسه نمیکنید؟ ما کلا به دلیل مالی از نظر تبادلات علمی با دنیا قطع رابطه کردیم. مگر نمیدانید ما اگر بخواهیم فقط در یک کنفرانس بینالمللی ثبت نام کنیم باید حداقل حقوق دو ماه خود را فقط برای ثبت نام پرداخت کنیم. وضعیت اعتبار دانشگاه و حقوق اساتید آنقدر پایین است که امکان اعزام همکاران به فرصت مطالعاتی تقریبا به صفر رسیده است. اگر افرادی که داوطلب فرصت مطالعاتی می شوند، شاید بعد از اتمام آن دوره، قصد برگشت به کشور عزیز ما را ندارند. برادر عزیز، بودجه پژوهش در دانشگاههای جهان، میلیون دلاری است ولی در ایران میلیون تومانی است. به این دلیل، وزارت علوم نمیتواند به تنهایی مشکلات کشور را حل کند. با عددهای 100 میلیون و 200 میلیون تومان و امثالهم نمیتوان پژوهشهای جدی انجام داد. اعداد بودجههای موفق پژوهشی در جهان با میلیون دلار محاسبه میشود. خوب است شما آن سوی ماجرا را هم ببیند که دانشگاه ها خود به خود که نمیتوانند پژوهش انجام دهند، بلکه باید حمایت شوند تا اساتید بتوانند روی موضوعات مختلف برای ارتقا کشور تحقیق کنند. طبعا اگر اعتبارات پژوهشی افزایش پیدا کند، میتوان انتظار نتایج بهتر داشت. ولی به نظر من، با جمیع جهات، اساتید دانشگاهها با همه سختیها کار خود را به شکل خالصانهتری نسبت به سایر بخشهای کشور انجام میدهند.
4- شما مرحومه خانم دکتر مریم میرزاخانی نابغه ایرانی را مثال زدید و اعلام نمودید که این خانم با ۱۰ مقاله برنده جایزه شد. آیا می دانید چرا ما عرضه حفظ امثال مرحومه خانم دکتر مریم میرزاخانی نابغه ایرانی را نداشتیم و هنوز هم نداریم؟ در جواب باید گفت، بدلیل اینکه اساتید دانشگاههای بزرگ آنقدر بودجه تحقیقاتی دارند که هر وقت اراده کنند هر نابغه را از هر جای دنیا می توانند جذبکنند. نه تنها هزینه زندگی آنها را پرداخت میکنند بلکه آنقدر اعتبار پژوهشی در اختیار آنها قرار میدهند که بدون دغدغه بهترین تحقیقات را انجام دهند. شما نمایندگان مجلس کاری در این کشور کردید که وزرای علوم شما، سطح داشگاهها را تا سطح کودکستان تقلیل دادند و متاسفانه و صد متاسفانه هنوز هم این روند ادامه دارد. یک جوان محقق، این وضعیت نابرابر را تحمل نمیکند و به هر قیمتی مهاجرت را ترجیح میدهد. برادر عزیز، اگر چراغ پژوهش در دانشگاهها روشنتر باشد، از میزان مهاجرت جلوگیری خواهد شد. واضح است که تعداد زیادی از نخبگان کشور معتقد هستند اگر شرایط پژوهش کشور شاداب و مهیا باشد، مهاجرت نمیکنند.
5- شما اعلام کردید، من خجالت می کشم آمار مهاجرت نخبگان را در ۱۰ سال اخیر بگویم. ای کاش این جمله را شما نمی گفتید! بدلیل اینکه از نظر اندیشمندان دانشگاهی، مسوول اصلی فرار نخبگان از این کشور در درجه اول مجلس شورای اسلامی، سپس دولت و بعد وزارتین عتف و بهداشت میباشند. برادر عزیز، فرار نخبگان از این کشور خیلی وقتها پیش آغاز شده و از زمان رییس جمهوری که ادعا میشد نامهها و دستوراتش باید در مدارس تدریس شود شدت گرفته است. بجای توسعه عمودی دانشگاهها فقط توسعه افقی را مد نظر قرار داد. مدرک گرایی را در برنامه آموزش عالی کشور گذاشته که این راه ناصواب هنوز هم به شیوه خطرناکی ادامه دارد. لذا، توسعه بدون تناسب و بی معنی را ترویج کرد که متاسفانه جامعه ما روزی و روزگاری به این بی معنا بودن افتخار میکرد. من به شما توصیه می کنم که لطفا اگر وقت کردی یک روز سری به اطراف دانشگاه تهران بزن، در آنجا فاجعه پایان نامه فروشی را لمس خواهید کرد.
6-شما فرمودید استادی به شما مراجعه نموده و گفت که ۶ شرکت دانش بنیان و دو شرکت زد، اما به ایشان ارتقا نمیدهند. به ایشان گفتند که مقاله آ.اس. ای کم داری. جناب نماینده، اگر نیت جنابعالی خیر بود، آیا بهتر نبود از طریق وزارت عتف موصوع را پیگیری میکردی؟ شما می دانید که یکی از عواملی که در رشد علمی کشور تاثیر دارد، آییننامه ارتقای اساتید دانشگاه ها است. دانشگاه محل تولید علم و عالم است. آییننامه ارتقا درزمینه تولید علم و جهتدهی علم و عالم اثر مستقیم دارد و در زمانهای خاص، بازنگری در آن با رعایت همه قوانین و مقررات و اسناد بالادستی انجام میشود. در این آییننامه، اهمیت فناوری و تولید فناوری لحاظ شده است. یک استاد میتواند امتیازات لازم را از پژوهشی، اختراع و آموزش کسب کند. بعلاوه، آیا شما از آییننامه ارتقای دانشگاههای مختلف جهان خبر دارید؟ اگر خبردارید بفرمایید تا ما از آنها تاسی کنیم. تا آنجا که من میدانم، در تمام دانشگاههای جهان هر استادی حتما در هر مرحلهای که میخواهد به رتبه بالاتری ارتقا پیدا کند، باید مقاله داشته باشد. استاد دانشگاه بدون مقاله نمیتواند ارتقا پیدا کند. لطفا اجازه ندهید ما در این باره چرخ را دو بار اختراع کنیم.
7-آقای منان رئیسی، البته من فقط و فقط در یک مورد با بخشی از صحبت شما موافق هستم و آن این هست که این همه تعدی، ظلم و نامهربانی به داشگاهها و فرزندان نخبه این کشور با تصمیمات و فشار شماها با دستان وزرای علوم انجام میگیرد. این بد رفتاری با دانشگاهها خصوصا در امر انتصابات هنوز هم ادامه دارد. در این ارتباط، اگر وزارت عتف بیشتر از شما مقصر نباشد کمتر از شما نیست. واضح است که مجلس و سیاستگذاران آموزش عالی، به روند جاری دانشگاهها بیتفاوت ماندند، دانشگاه دیگر به عنوان مسیری معتبر برای پیشرفت فردی در نظر گرفته نمیشود. جوانان نخبه با مهاجرت تحصیلی از کشور خارج می شوند. بیاعتمادی گسترده میان دانشجویان و ساختارهای رسمی آموزشی روز به روزعمیق تر میشود. در بازار کار قدرت رانت به شایسته سالاری میچربد، از طرفی در جامعهای که مهارت، تخصص و تفکر ارزش واقعی خود را از دست داده است؛ ناگزیر دانشگاه نیز، یک میدان فرمالیته است و به مقصدی از مدرک و نمره تبدیل میشود.
8- در خاتمه از جنابعالی، اعضای محترم کمیسیونهای آموزش عای و کشاورزی مجلس دعوت میکنم تا بازدیدی از دانشگاه ما (دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری) داشته باشید تا واقعیت دانشگاه را برای شما تبیین کنیم. آنگاه از شما سوال میکنیم که آیا واقعا این دانشگاه مد نظر امام و رهبری است؟ مگر دانشگاه موظف نیست زیرساخت های لازم برای کار تحقیقاتی اساتید را فراهم کند؟ مزید اطلاع جنابعالی، در این دانشگاه ما حتی یک تراکتور نداریم تا زمینها رابرای کارهای تحقیقاتی آماده کنیم. من در اینجا صریحاً به شما میگویم که با ادامه روند فعلی دانشگاهها، هر سال نخبگان بیشتری را از دست خواهیم داد. اگر شما علاقمند هستید که دانشگاهها کارآمدی خود را حفظ کنند، اگر بخواهیم، در فرایند توسعهای از دنیا عقب نمانیم، باید تدابیر لازم را ببینیم. باید اساتید و محققان را تقویت کنیم. باید به فکر تغییر در اعتبارات دانشگاه هاباشیم. در این صورت، میتوان به سمت آموزشعالی کیفی و رقابتپذیر گام برداشت. معتقدم، کمیتگرایی افراطی منجر به توسعه کشور نمی شود، و در چنین شرایطی بر اساس گفته شما دانشگاهها در حل مسایل کشور دچار روزمرگی خواهند شد.
با احترام، دکتر باباییان جلودار
عضو هیات علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری