
هر چند جمله فوق از مقام معظم رهبری در مورد شخصیت حاج قاسم سلیمانی است؛ اما در محضر ابیعبدالله شهادت میدهم که شهید سید رضی موسوی برخلاف بسیاریها!! هرگز به دنبال دیده شدن نبود.
طاهر خبر_ احمد رضایی| هیچگاه به دنبال کسب شهرت، جلب توجه یا خودنمایی نبوده و انگیزهی خالصانهاش فقط و فقط در راستای خدمت و اهداف بزرگتری که همانا سربلندی اسلام بود، بهکار رفت؛ نه برای نمایش به دیگران!
یادم هست یک روز که با سه چهار نفر از دوستان، در محلی از دمشق که بعدها معراجش شد، خدمتشان بودیم؛ در اثنای صرف ناهار خطاب به ایشان عرض کردم: اگه اجازه بدید مستندی از شما تولید بشه برای ثبت در تاریخ مقاومت.
لبخند بر لب نگاهی انداخت و با همان تکه کلام همیشگیاش به بنده حقیر فرمود: « آقای برادر! بگو مستند رو برن درباره اونی بسازن که دوست داره مستندش ساخته بشه؛ من همینطوری که هستم، خوبم. نیازی به مستند ندارم.»
و چه کسی است که نداند سید رضی موسوی نه یک فرد ، و نه حتی یک گروه و دسته و گردان و لشکر، که به تنهایی سپاهی بود در میان حجم عظیم و انبوه امور پشتیبانی و لجستیکی سوریه، لبنان، عراق، غزه، یمن و … .
به جرأت میتوانم بگویم که او جامع الطرفین بود؛ به این معنا که هم در دنیای نظامی و نظامیگری و هم در دنیای کمک به همنوعان و محرومان ضربالمثل بود.
پس از شهادت ایشان، پیش از آنکه پیکر مطهرش از سوریه به ایران منتقل شود، محضر یکی از فرماندهان عالیرتبهای که سالها فرماندهی نیروهای سپاه را در سوریه به عهده داشت بودم.
ایشان گفت: عدهای تصور میکردند سید رضی یک نفر است؛ در حالی که یک بار طی نامهای به فرماندهی محترم نیروی قدس با برشمردن فهرست مسئولیتهای مهم نظامی، امنیتی، مستشاری و ارتباطات دیپلماسی با کشورهای جبهه مقاومت ثابت کردم که ایشان در اینجا (سوریه) یک نفر نیست؛ بلکه معادل حدأقل 63 فرمانده ستادی و عملیاتی است که مورد وثوق تمام جبهه مقاومت بوده و هست. بنده نیز در ادامهی آن مجلس، چند نمونه از کمک سید شهید به محرومان و نیازمندان را برشمردم.
آن فرمانده با تعجب به فکر فرو رفت و گفت: عجب! نمیدانستم؛ یعنی میان آن همه حجم کار، حواسش به این چیزها هم بوده؟
امروز که در آستانهی دومین سالروز شهادتش هستیم، میخواهم بگویم که بله! سید حواسش به همه چیز بوده و من در این میان از سید چه بگویم؟
از حساسیت ویژهاش به بیتالمال؟
از کمکهایش به اشتغال جوانان؟
از حواس جمعیاش در تهیه داروی بیماران؟
از تهیه جهیزیه و پرداخت قسط نیازمندان؟
از احوال پرسی گاه و بیگاهش از دوستان و آشنایان دور و نزدیک؟
از تهیه مایحتاج زندگی محرومان؟
از رسیدگی به امورات خانوادههای شهدای محور مقاومت؟
از چه بگویم؟
با این همه، معتقدم آن چیزی که سید رضی را ماندگار کرده و او را از خیلیها متمایز کرد، آن بود که او، خودش بود.
هیچگاه درگیر پست و مقام و جایگاه و درجه و عنوانهای پرطمطراق نشد.
او نه یک نابغه استثنایی بود و نه یک نظر کرده خاص که در حد یک اسطوره معرفی شود.
او خودش بود.
روستازادهی مازندرانی که به تعبیر امروزی ها از پشت کوهها به شهر آمده بود.
خودش بود و خودش ماند…
عقبه و اصالت و فرهنگش را با هیچ چیزی عوض نکرد…
تواضع و اخلاص کم نظیر او اولین و بزرگترین خصیصهای بود که به چشم همه میآمد.
با آن که یکی از استوانههای اجرایی و پشتیبانی جبهه مقاومت بود، و ارتباطاتش بعضاً در سطوح عالی سیاسی و نظامی کشورهای ایران، لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین برقرار میشد، اما از گویش و لهجه و منش روستاییاش خجالت نکشید…
خود بود و به خود میبالید…
خدایا چنان کن که شرمنده او نباشیم…
دوم دیماه 1404 – کربلای معلی