
نویسنده و محقق نکایی با بیان اینکه نویسندگی هنر نیست، مسئولیت است، گفت: میگویند کتاب گران است اما کتابنخواندن گرانتر تمام میشود.
طاهر خبر_ زری طاهری| در این نشست صمیمی، میزبان محمدتقی خیری کمیشانی هستیم، محقق و نویسندهای از استان مازندران، شهرستان نکا و منطقه کمیشان که با کولهباری از دغدغههای فرهنگی، مسیر آگاهیبخشی را برگزید، وی مدیر سایت آکادمی خیری و مولف کتابهای پرمخاطبی در حوزه رشد فردی نیز هست.

خبرنگار: در ابتدا لطفاً خودتان را کامل معرفی کنید.
خیری کمیشانی: به نام خدا. بنده محمدتقی خیری کمیشانی هستم، اهل استان مازندران، شهرستان نکا و منطقه کمیشان. بنده مدرس و مولف توصیههای فردی و مدیر سایت آکادمی خیری هستم.
خبرنگار: بسیار عالی. نویسندگی را دقیقاً از چه زمانی شروع کردید؟
خیری کمیشانی: من به طور اختصاصی از سال ۱۳۹۹ شروع کردم به نوشتن کتاب. البته پیش از آن، یک کتاب مشترک هم در سال ۱۳۹۴ تالیف کرده بودیم، ولی تمرکز اصلی و تالیف اختصاصی بنده از همان سال ۱۳۹۹ کلید خورد.
خبرنگار: آیا نویسندگی شغل اصلی شماست یا به عنوان یک هنر به آن نگاه میکنید؟
خیری کمیشانی: نویسندگی شغل من نیست، بلکه دغدغه من است. حتی نمیگویم هنر من است، بلکه آن را وظیفه و مسئولیت خودم میدانم.
خبرنگار: تا به حال چند جلد کتاب تالیف کردهاید و نام آنها چیست؟
خیری کمیشانی: تا حالا به طور اختصاصی چهار کتاب نوشتهام. اولین کتابم “بیست باور غلط” بود. دومین کتاب “گنج اعتماد به نفس” نام دارد. سومین اثر ” فنون سخنوری و سخنرانی” و چهارمین کتاب هم “موفقیتهای اتوماتیک” است که در همین سال اخیر منتشر شده است.

خبرنگار: ممکن است درباره هر کدام توضیح مختصری بدهید؟ مثلاً انگیزه نگارش کتاب “بیست باور غلط” چه بود؟
خیری کمیشانی: بله، این کتاب را سال ۹۹ منتشر کردم. انگیزه اصلی من وجود یکسری باورها در جامعه بود که اکثریت افراد بدون تحقیق و استدلال آنها را پذیرفته بودند. ما در علوم اجتماعی و روانشناسی بحثی داریم به نام “تفکر نقاد”؛ این تفکر میگوید هر حرفی که در جامعه زده میشود، حتی اگر اکثریت قبول داشته باشند، شما باید بروید تحقیق کنید، ریشههایش را پیدا کنید و تا برایتان اثبات نشده، آن را نپذیرید. من در این کتاب این باورهای نادرست را با دلیل و استدلال رد کردم.
خبرنگار: کتاب بعدی “گنج اعتماد به نفس” بود. چرا به سراغ این موضوع رفتید؟
خیری کمیشانی: ما در جامعهای زندگی میکردیم که میدیدم افرادی مهارت و استعدادهای زیادی دارند، اما هیچوقت آن را بروز نمیدادند. وقتی از آنها میخواستم هنرشان را در جمع ارائه دهند، نمیپذیرفتند چون ترس از قضاوت مردم داشتند. متوجه شدم ریشه اصلی، مسئله اعتماد به نفس و عزتنفس است. شروع به تحقیق کردم که این مشکل چگونه به وجود میآید و چه نسخهای برایش هست. در این کتاب حدود ۵۰ روش علمی و عملی برای حل این مشکل ارائه کردهام.
خبرنگار: و اما کتاب “فنون سخنرانی و سخنوری”؛ گویا این کتاب ریشه در یک تجربه شخصی دارد؟
خیری کمیشانی: بله، تقریباً همه کتابهای من ریشه در مشکلات خودم داشت. فلسفه این کتاب زمانی شکل گرفت که میخواستم از پایاننامه ارشدم دفاع کنم. با اینکه نمراتم عالی بود و محتوای پایاننامه بسیار خوب بود، اما نتوانستم آن را قوی و قدرتمندانه ارائه کنم. برای اساتید سوال بود که چرا کسی با این سطح علمی نمیتواند محکم صحبت کند. من رفتم تحقیق کردم، کتاب خواندم، کلاس رفتم و ریشه را کشف کردم. وقتی خودم بهتر شدم، گفتم چرا این راهکار را به دیگران نرسانم؟ بهترین راه هم نوشتن کتاب بود.

خبرنگار: کتاب “موفقیتهای اتوماتیک” که جدیدترین اثر شماست، بر چه محوری است؟
خیری کمیشانی: این کتاب در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و درباره موضوع “باورها و عادتها” است. جالب است بدانید ۴۵ درصد رفتارهای ما در طول روز از روی عادت است، یعنی بدون صرف انرژی و به طور ناخودآگاه. ما نیمی از زمانمان را به طور اتوماتیک سپری میکنیم. چه بهتر که این رفتارهای خودکار را به سمت مثبت ببریم. قدرت واقعی در عادتهای روزانه است. شما ابتدا عادت را میسازید، بعد عادت شما را میسازد. مثلاً اگر روزی ده صفحه کتاب بخوانید، در پایان سال ۳۶۰۰ صفحه (معادل ۳۵ کتاب) خواندهاید و شخصیت شما دیگر شخصیت روز اول نخواهد بود.
خبرنگار: آیا این چهار کتاب نقطه اشتراکی هم با هم دارند؟
خیری کمیشانی: بله، نقطه اشتراک همه آنها “تحول فردی و توسعه شخصیت” است. من معتقدم برای رشد جامعه، ابتدا باید خود فرد رشد کند. ما همیشه منتظریم مسئولین یا جامعه درست شوند، اما خودمان نمیخواهیم تحولی در درونمان ایجاد کنیم. تحول واقعی در خودت است؛ وقتی تو بزرگتر شوی، جامعه هم بزرگتر میشود.
خبرنگار: جناب خیری، برخی معتقدند تعداد نویسندگان زیاد شده اما تمایل به کتابخوانی کم. شما چالشهای این حوزه را چه میبینید؟
خیری کمیشانی: این سوال دو جنبه دارد. بله، تعداد نویسندهها زیاد شده اما اثر کیفی لزوماً رشد نکرده است. برخی سازمانها پرسنل را برای گرفتن امتیاز شغلی مجبور به ارائه کتاب میکنند، بدون اینکه فرد واقعاً مطلبی برای گفتن داشته باشد. اما چالشهای اصلی، یکی هزینههای چاپ است که در نهایت به مخاطب تحمیل میشود و آمار کتابخوانی را پایین میآورد. چالش دوم، سرانه مطالعه است که متأسفانه در کشور ما بین ۵ تا ۱۰ دقیقه گزارش شده؛ این در شأن ملتی با این تمدن نیست. البته ما یک اقلیت بسیار قوی و کتابخوان داریم که روزی چندین ساعت مطالعه میکنند. انشاءالله روزی برسد که این اقلیت به اکثریت تبدیل شوند. مردم ما بد نیستند، فقط آگاه نیستند.
خبرنگار: مردم میگویند کتاب گران است. نظر شما چیست؟
خیری کمیشانی: بله، کتاب گران است، اما “کتاب نخواندن” گرانتر تمام میشود! هر تغییری بهایی دارد؛ یکجا بهای آن پول است، یکجا زمان و یکجا تحملِ تمسخر دیگران. آیا حاضری برای آگاهیات هزینه کنی؟ ما برای یک پیتزا که لذت آنی دارد چند برابر پول کتاب میدهیم، اما برای چیزی که زندگیمان را میسازد نه. فقط انسانهای ارزشمند چیزهای ارزشمند انتخاب میکنند.
خبرنگار: بعضیها هم میگویند هزار و یک مشکل داریم و وقت کتاب خواندن نداریم!
خیری کمیشانی: اتفاقاً کتاب آمده که مشکل را حل کند، نه اینکه وقت بگیرد. نویسنده دو سال تحقیق کرده و عصاره آن را در دو ساعت به شما میدهد. شما با خواندن یک کتاب خوب، تجربه دو سال یک نفر را در دو ساعت به دست میآورید. پس کتاب برای حل مشکل است، نه ایجاد آن.
خبرنگار: آیا واقعاً میتوان با کتاب در دیگران تغییر ایجاد کرد؟
خیری کمیشانی: هیچ تغییری در دیگران ایجاد نمیشود مگر اینکه خود فرد بخواهد. ما فقط میتوانیم تاثیر بگذاریم. بهترین راه این است که خودمان رشد کنیم تا دیگران با دیدن تغییرات ما انگیزه پیدا کنند و بپرسند.

خبرنگار: خطرناکترین جملهای که مردم برای آرام کردن خودشان به کار میبرند چیست؟
خیری کمیشانی: جمله “ببینیم چی میشه!”. با گذشت زمان هیچ مشکلی حل نمیشود، فقط از زمانی به زمان دیگر منتقل میشود. یا جملهی “”من همینم که هستم”. همه آدمها میتوانند تغییر کنند به شرطی که آگاهی، باورها و عادتهایشان تغییر کند.
خبرنگار: در حوزه کتابهای روانشناسی، بزرگترین اغراقی که دیدهاید چیست؟
خیری کمیشانی: مسئله “قوانین جذب”. اینها پایه علمی ندارند. علم میگوید باید آزمایش کرد و نتیجه تکرارپذیر گرفت، اما جذب شبهعلم است. اساتیدی که جذب تدریس میکنند، چرا خودشان با جذب ثروتمند نمیشوند و دنبال فروش پکیج هستند؟ فکر کردنِ مداوم به یک هدف خوب است چون ذهن را متمرکز میکند، اما اینکه بخوابی و ثروت بیاید، واقعیت ندارد.
خبرنگار: در مورد کودکان، چه مهارتهایی را باید از ابتدا بیاموزیم؟
خیری کمیشانی: طبق گفته یونسکو، ۱۰ مهارت مثل خودآگاهی، ارتباط موثر، همدلی، مدیریت هیجان، تفکر نقاد و حل مسئله باید قبل از ۱۵ سالگی آموخته شود. متاسفانه آموزش و پرورش ما در این زمینه فشل و ناکارآمد است. بچهها باید به جای تمرکز صرف روی مثلثات، مدیریت هیجان و تصمیمگیری را یاد بگیرند، چون زندگی سراسر تصمیمگیری است.
خبرنگار: در بخش پایانی، یک خاطره تلخ و یک خاطره شیرین از دوران نویسندگیتان بگویید.
خیری کمیشانی: خاطره تلخی به آن معنا ندارم. اما شیرینترین لحظات برای من زمانی است که کسی تماس میگیرد یا پیام میگذارد و میگوید فلان فصل یا فلان جمله از کتابت روی من تاثیر گذاشت و به دردم خورد. آنجا حس میکنم رسالتم را انجام دادهام و این بزرگترین جایزه من است. همین به من انگیزه میدهد که ادامه بدهم.
خبرنگار: و حرف آخر؟
خیری کمیشانی: تشکر میکنم از شما و اساتیدی که این شرایط را مهیا کردند. امیدوارم جامعهای داشته باشیم که همه اهل مطالعه باشند. وقتی آگاهی زیاد شود، صبر و تحمل هم بیشتر میشود. ما حاضر نیستیم یکدهم هزینه یک پیتزا را خرج کتاب کنیم، در حالی که کتاب میتواند آینده ما را بسازد. بسیاری از افراد موفق مثل دکتر آزمندیان گفتهاند که با یک کتاب (مانند “بیندیشید و ثروتمند شوید”) زندگیمان متحول شد. از شما و همه همکارانتان و عوامل پشت صحنه که کمک کردند این مصاحبه به این زیبایی انجام شود، سپاسگزارم.
خبرنگار: ما هم از شما سپاسگزاریم و آرزوی موفقیتهای روزافزون برای شما داریم.