
شبهای مازندران پس از شهادت امام خامنهای به خیابانها پیوند خورد؛ جایی که هفت شب سوگواری تعطیلات رسمی به پایان رسید، اما حضور مردم نه تنها کم نشد که با انتخاب سید مجتبی خامنهای به رهبری، به حماسهای شبانه از بیعت تبدیل شد، در این میان، مردم خطه شمال که جنگ هنوز به خانهشان نرسیده، با آغوش باز میزبان جنگزدگان و همدرد با خانوادههای شهدا هستند.
به گزارش طاهر خبر، سیدعلی خامنهای رهبر کبیر انقلاب اسلامی، در شامگاه نهم اسفند ماه در پی یک عملیات ناجوانمردانه و ترکیبی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا علیه بیت رهبری در تهران، به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
این خبر که با سرعت برق در سراسر کشور پیچید، ملت ایران را در بهتی عمیق و اندوهی بیکران فرو برد. اما در این میان، مازندران سبز، عکسالعملی متفاوت و تماشایی از خود نشان داد.

همین که تاریکی شب، چراغهای شهرهای استان را روشن کرد، خیابانها دیگر از آن رهگذران عادی نبود، از ساری تا آمل، از بابل تا نوشهر، از تنکابن تا بهشهر، موجی از جمعیت عاشق و دلسوخته به خیابانها ریختند، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال، با پای پیاده راهی شدند تا در “خونخواهی” رهبر شهیدشان، ندای مظلومیت و وفاداری سر دهند.
این حضور باشکوه و خودجوش محدود به یک یا دو شب نبود. هر شب، پس از اذان مغرب، خیابانهای اصلی شهرها مملو از جمعیتی میشد که با مشعلها و شمعهای روشن، مسیر را برای عزاداران دیگر نورافشانی میکردند.
هفت شبی که از سوی دولت به مناسبت شهادت امام خامنهای تعطیل اعلام شده بود، تبدیل به هفت شب عزا و اجتماع بیوقفه مردم شد.
دستههای سینهزنی، نوحهخوانیهای سوزناک محلی و مرثیهسرایی به گویش مازنی، فضای شهرها را دگرگون کرده بود، گویی هر کوچه و بازار به یک حسینیه بزرگ تبدیل شده بود.
اما شگفتی از آنجا آغاز شد که هفت شب تعطیل به پایان رسید، اما حضور مردم در خیابانها نه تنها کمرنگ نشد، که هر شب پرشورتر از قبل ادامه یافت. گویا شهادت رهبر، آتش عشقی را در دل مردم مازندران شعلهورتر کرده بود که با پایان ایام رسمی سوگواری، نه تنها خاموش نشد، بلکه زبانه کشید.
در این میان، خبری دیگر التهاب این شبها را به اوج خود رساند: پس از دو روز رایزنی و مشورت مجامع عالی تصمیمگیری کشور، سید مجتبی خامنهای، فرزند برومند رهبر شهید، به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی معرفی شد. با اعلام این خبر، ماهیت تجمعات شبانه مردم مازندران وارد مرحله تازهای شد. فریادهای “خونخواهی” آرامآرام با شعارهای “بیعت” و “مرگ بر دشمن” عجین شد.
مردم که تا دیشب در سوگ پدر اشک میریختند، امشب با دستانی برافراشته و عزمی راسختر، با پسر بیعت میکنند. تصاویر تکاندهندهای از پیرمردان و پیرزنانی مخابره میشود که با چشمانی اشکبار، اما با دستانی محکم و گرهکرده، شعار “مجتبی، مجتبی، حسین گونهات قفا!” را سر میدهند و حمایت قاطع خود را از رهبر جدید اعلام میدارند.
اما نکته قابل تامل در این شبهای مازندران، همدلی عمیق مردمی است که هنوز آتش جنگ به خانهشان نرسیده است. استان مازندران با وجود فاصله نسبی از خط مقدم نبرد، این شبها به پناهگاه امن معنوی برای جنگزدگان و خانوادههای شهدای دیگر مناطق تبدیل شده است.
در میان جمعیت عظیم عزاداران و بیعتکنندگان، خانوادههایی دیده میشوند که از استانهای جنگی جنوب و غرب کشور به این خطه پناه آوردهاند.
مردم مازندران با نوازش سر بچههای یتیم شده جنگ، با اهدای شاخههای گل و پذیرایی از مهمانان ناخوانده جنگزده، عمیقترین نوع همدردی و همبستگی را با تمام وجودشان به تصویر میکشند.
یک شهروند ساروی در میان جمعیت به خبرنگار ما میگوید: ما اینجا صدای توپ و موشک را نمیشنویم، اما آه و ناله مادران شهدا به دلمان مینشیند. امشب برای خونخواهی رهبرمان آمدهایم و فردا برای حمایت از رزمندهها. رهبر ما شهید شد تا وحدت ما بیشتر شود، ما به رهبر جدیدمان “جان” میگوییم و تا آخر پای آرمانهای انقلاب و خون شهدا ایستادهایم.
گزارشها از سراسر استان حاکی از آن است که این راهپیماییهای شبانه و اجتماعات مردمی همچنان ادامه خواهد داشت و مردم مازندران مصمم هستند تا با هر شب، بر شعور و شعاف خود در حمایت از رهبری و آرمانهای انقلاب بیفزایند. مازندران این شبها نه در سوگ، که در حماسهای بینظیر از وفاداری، غرق شده است.
تصاویر: مهدی پورعرب