
یک مشاور طب اسلامی و سبک زندگی، از نابینایی میگوید که محدودیت ایجاد کرد اما مانع درخشش نشد؛ مردی که از هفت سالگی نابینایی را فهمید، اما امروز بیماران سخت را درمان میکند، فیلم بازی کرده و کاندیدای شورای شهر نکاست.
طاهر خبر مازندران_ زری طاهری| محمدرضا دهبندی، متولد ۱۳۷۶ نکا، از روستای خوشآبوهوای بالاده، امروز مشاور طب اسلامی و سبک زندگی است، بیماران سختی مثل پولیپ رحم و نازایی را درمان کرده، فیلم بازی کرده، کاندیدای شورای شهر شده و از همه مهمتر، با چوب سفیدش در خیابانهای نااستاندارد نکا، راه را گم نمیکند، پای حرفهای او نشستیم.
هفت ساله بود که فهمید با بقیه فرق دارد، تا آن موقع دنیایش را عادی میدید، اما مدرسه استثنایی نشاط نکا همه چیز را عوض کرد، آنجا بچههای ناشنوا، کمتوان ذهنی، معلول حرکتی و نابینا مثل او بودند.

قرار بود خط بریل یاد بگیرد، برایش سخت بود تا دوم ابتدایی با ذرهبین و خط درشت میخواند، ولی پنج سال اول درس ضعیف و ناامید بود، از معلمهایی مثل خانم علیرضایی و خانم خندان ممنون است که تحملش کرد.
مدرسه عادی، نقطه عطف زندگی
او از دوران راهنمایی میگوید که به صورت آزمایشی به مدرسه عادی شهید مدرس نکا رفت: آنجا فهمیدم میتوانم، رفیق شدم، درس خواندم و در سه سال اول جزو سه شاگرد اول کلاس بودم. در مسابقات قرآن و اذان آموزشپرورش استثنایی کشور رتبه سوم آوردم.
یک خاطره تلخ هم دارد: همان پنج سال ابتدایی، یک روز ریاضی نمره زیر ۱۰ گرفت و معلمش پیش مادرم گله کرد، آن روز خیلی ناراحت شد.
از بازیگری تا طب اسلامی
دهبندی در دبیرستان به سیاست علاقهمند شد و آرزو داشت روزی نماینده مجلس یا عضو شورای شهر شود. یکی از بهترین خاطراتش بازی در فیلم ۳۰ دقیقهای “آواز قناری” به کارگردانی نیما نصیری است.
بعد از دیپلم، حقوق خواند اما در همان دوران با آیتالله تبریزیان آشنا شد و وارد طب اسلامی و سبک زندگی گشت، دورههای مشاوره سلامت را گذراند و مدرک دستیار پزشکی گرفت.
درمان بیماریهای سخت
او میگوید: به لطف خدا بیماران مختلفی پیش من آمدند؛ زخم پای دیابتی، اچپیوی، پولیپ رحم، فیبروم رحم و نازایی، یکی از خانمهای ساروی که بچهدار نمیشد، با داروهای من بچهدار شد و شیرینی به خانه ما آورد. بیشتر از همه به درمان پولیپ رحم افتخار میکنم.
دهبندی سالها تدریس مجازی و حضوری داشته، رئیس انجمن دیابت و بیماریهای غیرواگیر نکا بوده و امسال کاندیدای شورای شهر شده است.
معلولیت محدودیت است، اما مانع موفقیت نه
او صریح میگوید: خیلیها میگویند معلولیت محدودیت نیست، من میگویم هست، نمیتوانم کفشناسی یا زبانشناسی کنم، بعضی روشهای تشخیصی طب را به خاطر ندیدن از دست دادهام.
در کارهای بانکیاش مجبور است از دیگران کمک بگیرد و این گاهی دیر میشود و ناراحت میشود، اما معتقد است که محدودیت مانع موفقیت نیست، محیط را بعد از دو بار رفتوآمد حفظ میشود، با چوب سفید، جوی آب و آبراه را تشخیص میدهد، بیشتر با خودرو و اسنپ رفت و آمد میکند.
نصیحتی به نابینایان؛ کمک گرفتن عیب ندارد
دهبندی تأکید میکند: بعضی از نابینایان از اینکه کسی دستشان را بگیرد ناراحت میشوند، اما من میگویم خوشحال باشید. یک روز فکر میکردم چرا خدا بعضی را نابینا میکند؟ بعد فهمیدم که بهانهای برای ارتقای دیگران.
ادامه میدهد: امام صادق(ع) میفرمایند اگر کسی نابینایی را تا ۴۰ قدم یاری کند، خداوند گناهان او را میبخشد، من وسیله بخشش دیگران میشوم. پس از کمک استقبال کنید و تشکر کنید.
سه توصیه به جوانان
او به جوانان سه نکته میگوید: اول ایمان به خدا و تبعیت از قرآن و اهل بیت. دوم: پول دربیاورید؛ امامهای ما سرمایهدار بودند، فقر ایمان را میبرد. سوم: سه چیز یاد بگیرید: کار با رسانه و هوش مصنوعی، تجارت، و تعهد به تخصص در کارتان.
چرا لباس سبز میپوشد؟
دهبندی سعی میکند لباس رسمی و آستینبلند بپوشد. لباس مشکی را از نظر روایی و روانشناسی (افسردگی جامعه) مناسب نمیداند و رنگ سبز را ترجیح میدهد. تشخیص رنگ را با کمک خانواده انجام میدهد و تأکید میکند این مختص نابینایان نیست؛ در هر خانوادهای افراد عادی هم از دیگران نظر میخواهند.
محمدرضا دهبندی، این “طبیب روشندل” نکایی، با وجود نابینایی امروز هم طبابت میکند، هم درس میدهد و هم به دنبال خدمت در شورای شهر است، او ثابت کرده که میتوان با ذهن خلاق و اراده از هر محدودیتی عبور کرد.