
آتش زدن خیمهها در پایان تعزیه روز عاشورا، نمایش شادی یا نابودی نیست؛ بلکه بازآفرینی یکی از جانسوزترین صحنههای واقعه عاشوراست. پس از شهادت و یارانش، سپاه دشمن خیمههای اهلبیت را به آتش کشید و زنان و کودکان را در میان دود و شعله و هراس رها ساخت.
به گزارش طاهر خبر، این آیینی به یاد مصیبت کربلا با پیشینهای بیش از ۲۳۰ سال میان دو روستای جامخانه و اسرم برگزار میشود.
تعزیهخوانان با اجرای نمادین صحنه آتش، اندوه آن مصیبت را در حافظه جمعی مردم زنده نگه میدارند تا عاشورا تنها روایتی شنیدنی نباشد، بلکه واقعهای دیدنی و تأثیرگذار نیز باشد.
در جامخانه، این آیین کهن، با پیشینهای نزدیک به ۲۳۰ سال، از میراثهای ارزشمند سوگواری مردمان این ناحیه است. میدان تعزیه، سالیان دراز محل گردهمایی مردم دو روستای جامخانه و اسرم بوده است؛ دو آبادی که اگرچه از هم جدا هستند، اما در سوگ سیدالشهدا دل و آیینشان یکی شده است. پیران هر دو روستا، این رسم را از پدران و نیاکان خود به یاد دارند و نسل به نسل آن را پاس داشتهاند.
هنگامی که واپسین پرده تعزیه فرا میرسد، سکوتی سنگین بر میدان مینشیند. خیمهها که تا دقایقی پیش نشانه آرامش کاروان حسینی بودند، در میان نوحه و شیون، به گونهای نمادین در آتش فرو میروند. شعلهها تنها پارچه را نمیسوزانند؛ بلکه دلهای تماشاگران را به یاد غربت کودکان کربلا میلرزانند. بسیاری از سالخوردگان در آن لحظه اشک میریزند و کودکان، بیآنکه همه تاریخ را بدانند، سوز آن حادثه را با چشم خویش میبینند.
در مردمنگاری این آیین، آتش، نماد ستم است و خیمه، نماد حرمت، پناه و خانواده. سوختن خیمهها، یادآور شکستن حرمت خاندان پیامبر و اوج قساوت دشمنان است. از همین رو، پایان تعزیه با آتش، در حقیقت آغاز اندوهی است که تا اربعین و بلکه تا همیشه در دل شیعیان ادامه دارد.
در جامخانه، این سنت دیرینه نه یک نمایش ساده، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و مذهبی مردم است؛ آیینی که بیش از دو سده، مردمان جامخانه و اسرم را هر عاشورا در کنار یکدیگر گرد آورده و پیوند همسایگی را با عشق به امام حسین (ع) استوارتر ساخته است. این میراث، افزون بر ارزش مذهبی، سندی زنده از تاریخ مردمنگاری مازندران است؛ تاریخی که نشان میدهد چگونه یک واقعه، قرنها در حافظه یک جامعه زنده میماند و هر سال با اشک، نوحه و شعلههای نمادین خیمهها دوباره روایت میشود.