برگزیده 17 فروردین 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

جنگِ بی‌خبری فقط با خبرنگار پیروز می‌شود نه با کنار گذاشتنش!

در جنگی که دشمن از هر بی‌هویتی بال و پر می‌گیرد، خبرنگار مستقل مازندران نه در خط مقدم که در حاشیه‌ای سرد و بیکار نشسته است؛ قلمی که باید تبیین کند، خاک می‌خورد و دستی که باید روایت اول را بنویسد، در تأمین کمترین امکانات زندگی مانده است.

طاهر خبر_ یادداشت| در روزهایی که کشورمان درگیر جنگی تمام‌عیار با دشمن خارجی است و جبهه رسانه‌ای دشمن با تمام توان فعال، خبرنگاران مستقل مازندران نه در خط مقدم که در حاشیه‌ای سرد و بیکار نشسته‌اند؛ در انتظار یک دعوت‌نامه ساده، یک نشست خبری، یا حتی یک سلام از سوی مسئولانی که گویی خبرنگاران را فراموش کرده‌اند.

با این حال، رهبر معظم و شهیدمان، بارها بر جایگاه رفیع خبرنگاران تأکید کرده و فرمودند که خبرنگاران و اهالی رسانه افسران میدان جهاد تبیین هستند.

ایشان همچنین در شرایط جنگ ترکیبی، نقش و مسئولیت خبرنگاران را بسیار سنگین‌تر از گذشته ارزیابی و تأکید کرده بودند که رسانه‌ها برای ارائه روایت اول در مواجهه با جنگ ترکیبی دشمن باید هم از نظر برون‌سازمانی حمایت شوند و هم از نظر درون‌سازمانی تقویت.

اما تقریبا از آغاز دولت چهاردهم خبرنگاران این دیار با پدیده‌ای عجیب روبه‌رو شده‌اند؛ استانداری در حصار! نه خبری از نشست‌های دوره‌ای با اصحاب رسانه است و نه حمایتی از طیف متنوع خبرنگاران مستقل دیده می‌شود، خبرنگارانی که سال‌ها قلم زده‌اند، به حاشیه رانده شده‌اند.

جالب آنکه شهید آیت الله خامنه‌ای همواره بر حمایت از خبرنگاران تأکید داشته و شکایت از خبرنگاران را برخلاف تأکید ایشان و رئیس‌جمهور دانسته بودند.

ایشان همچنین بر لزوم رسیدگی به بیمه، مسائل معیشتی و مشکلات دیگر خبرنگاران تأکید کرده بودند، در جای دیگر نیز با صراحت فرموده بودند؛ اگر زحمات شما نباشد، لحظه‌ها هرگز ماندگار نمی‌شود.

از حذف هدیه نوروزی تا محرومیت در دهه فجر

هر ساله، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران به عنوان متولی امور خبرنگاران، دست‌کم یک هدیه ناچیز عیدانه را برای خبرنگاران تدارک می‌دید؛ رسمی که امسال به بهانه‌های نامعلوم کنار گذاشته شد و گویی صدای کسی هم به جایی نمی‌رسد.

بدتر از آن، دهه فجر امسال به یکی از بی‌رونق‌ترین ادوار برای رسانه‌ها تبدیل شد، برنامه‌ها بدون هماهنگی با خبرنگاران میدانی برگزار می‌شد، نه خبری از امکانات پوشش بود و نه کمترین درآمدی نصیب قلم‌زنندگان شد، خبرنگاری که با هزینه شخصی وارد مراسمی می شود، حداقل انتظار دارد که شأن حرفه‌اش در چنین رویدادهایی حفظ شود.

جنگ رسانه‌ای یا بهانه‌ای برای محدودیت؟

ادعای شرایط جنگی و بحرانی به بهانه‌ای برای تعطیلی و انزوای رسانه‌ای تبدیل شده است، شما می‌گویید جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ و ماجرای ۹ اسفند، اما در شهری که نه موشک‌باران است و نه وضعیت قرمز، چرا باید همه نشست‌های خبری و همایش‌ها ممنوع اعلام شود؟ کارمندان سر کارشان هستند، ادارات باز است، اما خبرنگار که در خط مقدم آگاهی‌بخشی است، باید خانه‌نشین شود؟

و عجیب‌تر آنکه قبل از آن هم دولت هر بهانه‌ای برای تعطیلی پیاپی داشت، خبرنگارانی که تعطیلی برایشان معنایی ندارد، چرا که حتی در تعطیلات رسمی هم کار می‌کنند، عملاً بیکار شدند.

شاید بگویید چرا اعتراض آن هم در شرایط جنگی! 

شاید بگویید در این شرایط جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، اعتراض به وضعیت خبرنگاران چه معنی دارد؟ اما واقعاً سخت شده است، نه از آن سختی که بشود با شعار رد کرد. خبرنگار مستقل امروز آنقدر در فشار معیشتی و حاشیه‌نشینی مانده که اگر موشک هم بیاید، اول باید فکر کند با چه امکاناتی به خط مقدم برسد.

درست در روزهایی که دشمن با تمام توان روایت‌سازی می‌کند، ما داریم همان کسانی را که باید روایت اول را بنویسند، از میدان بیرون می‌کنیم، جنگ بی‌خبری را فقط با خبرنگار می‌شود برد، نه با کنار گذاشتنش.

خبرنگار مستقل؛ غریب‌ترین نیروی جبهه رسانه

خبرنگار مستقل نه کارمند دولت است، نه از خبرگزاری حقوق می‌گیرد و نه روزنامه‌ای دارد تا با رپورتاژ نان شب را تأمین کند، او تکیه‌گاهش تنها قلم و سوژه‌یابی است، اما امروز، این قلم‌زنانِ سخت‌کوش از نشست‌های خبری ” که تنها فرصت کسب درآمدشان است “، طرد شده‌اند.

روابط عمومی‌ها سلیقه‌ای عمل می‌کنند، برخی برای خودشان رسانه دارند و بودجه را در انحصار می‌گیرند و خبرنگار مستقل حتی مجوز ورود پیدا نمی‌کند.

واقعاً مگر خبرنگار چه خواسته‌ای داشت؟ همان کارت هدیه سالانه را دریغ کردید، پایش را از نشست‌ها بریدید و حتی اجازه ندادید صدای اعتراضش به گوش مسئولان برسد.

حالا بگویید چرا رسانه دشمن قوی است؟ چون حمایت می‌شود، چرا جبهه رسانه‌ای خودمان ضعیف است؟ چون نیروهای مخلص و بی‌ادعای آن، با دست خودمان کنار گذاشته می‌شوند.

خبرنگارانی که صورتی برایشان نمانده که با سیلی سرخ بماند

امروز خبرنگاران مازندران نه از موشک دشمن که از بیکار شدن می‌ترسند، مادرانی که شرمنده فرزندانند، زنانی که تا دیروز خودکفا بودند و امروز با شرمندگی از همسرشان پول توجیبی می‌خواهند، جوانانی که سال‌ها حرفه‌ای را با عشق دنبال کرده‌اند و حالا باید دنبال کار دیگر بگردند.

باور کنید اگر راستی راستی موشک باران شود، خبرنگار جانش را کف دست می‌گیرد و برای پوشش برنامه خبری می‌رود، اما وقتی نه خبری از امنیت شغلی است، نه بیمه درمانی مانده، نه حق التحریری پرداخت می‌شود و نه کسی پاسخگو است، آن وقت چه توقعی از جهاد تبیین دارید؟

آقای استاندار، آقای نماینده، مسئول ارشاد!

چرا در بودجه‌های سالانه، بند و تبصره‌ای برای حمایت از خبرنگاران مستقل پیش‌بینی نمی‌شود؟ چرا خبرنگاری که به سختی بیمه شده، امروز توان پرداخت حق بیمه را ندارد و مجبور است بخش درمان را حذف کند؟ چرا هیچ نهادی پاسخگوی این وضعیت نیست؟ خبرنگار صدای همه است، اما کسی صدایش نیست خدا راضی نیست، چه برسد به اینکه ما راضی باشیم.

البته شرایط جنگی‌ است و نمیتوان چیزی را پیش‌بینی کرد، اما اگر تدبیری نشود نه تنها “جبهه رسانه‌ای دشمن” قوی‌تر می‌شود، بلکه تک‌تک خبرنگاران این مرزوبوم، یا مجبور به ترک حرفه خود می‌شوند یا در سکوت مطلق، قلم بر زمین می‌گذارند و آن روز، جز خودمان را نباید سرزنش کنیم.

یک خبرنگار مستقل از مازندران

نویسنده
زری طاهری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی فحش و افترا به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به نظرات دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *