نویسندهای که از دل روستای سروکلا در شهرستان جویبار برخاسته و با سه کتاب منتشرشده و مقامهای بینالمللی، حالا مجموعه داستان جدیدش را به چاپ رسانده است، او از سوژههایش که از میان مردم و درد دل آنان میآید، از علاقهاش به نوشتن درباره انسانهای مقاوم در برابر سختیها میگوید.
طاهر خبر_ سرویس فرهنگی| به بهانه چاپ مجموعه داستان “تجلی عشق”، گفتگویی با زهرا رمضانی نویسنده این داستان ترتیب دادهایم که با هم میخوانیم.
در ابتدا خودتان را معرفی نمایید.
زهرا رمضانی سروکلایی هستم. متولد ۱۳۵۸ در سروکلا، یکی از روستاهای شهرستان جویبار. دوره ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در روستای خودمان گذراندم. یادم میآید از اول راهنمایی، دفتری برای خودم گرفتم که هنوز هم آن را دارم و دلنوشتهها یا خاطراتم را در آن مینوشتم. از کلاس پنجم ابتدایی عاشق رمان بودم و پول توجیبیهایم را کتاب میخریدم. بعدها برای خودم کتابخانهای درست کردم که دوستانم هم از من کتاب امانت میگرفتند و میخواندند.

بیشتر در مورد چه شخصیتهایی مینویسید؟
بیشتر در مورد زندگی آدمهایی مینویسم که برایم جالب به نظر میآیند؛ آدمهایی که با وجود سختیها و مشکلات فراوان، باز هم برای زنده بودن و زندگی کردن تلاش میکنند.
سوژههای داستانت را چگونه پیدا میکنی؟
سوژههای خودم را بیشتر از میان مردم پیدا میکنم، یا از تخیلات خودم.
تا به حال چند کتاب به چاپ رساندهاید؟
سه کتاب. کتاب اولم به نام «ماهتابه» است که دوازده داستان کوتاه را شامل میشود. کتاب دومم به نام «پرواز باز شکاری» زندگینامه شهید عباسعلی علیزاده، از مدافعان حرم، بود و کتاب سومم با نام «تجلی عشق» تازه به چاپ رسیده است.
آیا تا به حال جوایزی هم از جشنوارهها گرفتهاید؟
بله. در جشنواره بینالمللی آریا، جشنواره بینالمللی کاسپین، جشنواره بینالمللی سورنا، جشنواره بینالمللی پاتریس لومومبا و جشنواره بینالمللی جاده ابریشم مقام آوردم. حتی فیلم کوتاه «نان من» هم در جشنواره بینالمللی پاتریس لومومبا که با نویسندگی و تهیهکنندگی خودم بود، مقام سوم گرفت. مدرک سرتیفیکیت نویسندگی و رماننویسی از گرجستان هم گرفتم. کتاب بعدی من هم داستانی در مورد ارباب و رعیتی است که هنوز اسمش را انتخاب نکردهام. داستانهایم بیشتر از دل طبقات فرودست جامعه روایت میشود؛ به همین خاطر هر کسی که خواند، خوشش آمد.
به کسانی که به نویسندگی علاقهمندند چه توصیههایی دارید؟
به کسانی که قصد نویسندگی دارند، توصیه میکنم کتاب بخوانند و مطالعه کنند. به حرفهای مردم و درد دلهای آنها خوب گوش بدهند، چون از دل حرفهای آنها میشود سوژههای قشنگی پیدا کرد.
در پایان هم از استاد خودم، آقای لشکری، تشکر میکنم؛ چون با کمک و راهنمایی ایشان توانستم کتابهای خودم را به چاپ برسانم.