رسانهها در جوامع معاصر نه تنها ابزار اطلاعرسانی، بلکه بازیگران فعال در تولید معنا و هویت اجتماعیاند. شبکههای معاند با بهرهگیری از تکنیکهای روانی، تبلیغاتی و ارتباطی، میتوانند فرآیندهای جرمزا را فعال کنند.
طاهر خبر_محمد فراهانی دکتری حقوق کیفری و مدرس دانشگاه| از منظر جرمشناسی، این رسانهها را باید بهعنوان «عامل میانجی» میان فرد و ساختار اجتماعی دید؛ عاملی که میتواند مسیر اعتراض مشروع را به سمت اغتشاش و هویت مجرمانه منحرف کند.
چارچوب نظری و جرمشناختی
یادگیری اجتماعی: رسانههای معاند با بازنمایی مکرر رفتارهای خشونتآمیز یا تخریبگر، الگوهای رفتاری را بهصورت غیرمستقیم آموزش میدهند. فرد در معرض این محتوا، نه تنها رفتار را مشاهده میکند بلکه مشروعیت آن را نیز درونی میسازد.
برچسبزنی: رسانهها با برچسبگذاری بر گروهها («معترض قهرمان» یا «دشمن نظام») هویتهای دوگانه میسازند. این برچسبها میتوانند افراد را به پذیرش نقش مجرمانه سوق دهند، زیرا فرد در واکنش به برچسب، رفتار متناسب با آن را بروز میدهد.
نظریه فشار اجتماعی: رسانههای معاند با برجستهسازی نابرابریها و ناکامیها، احساس محرومیت نسبی را تشدید میکنند. این فشار روانی میتواند افراد را به سمت رفتارهای غیرقانونی سوق دهد.
جرمشناسی انتقادی: رسانههای معاند با تولید روایتهای جایگزین، مشروعیت نهادهای رسمی را زیر سؤال میبرند و زمینهی «جرم سیاسی» را تقویت میکنند.
سازوکارهای رسانههای معاند در شکلگیری اغتشاشات
1.تحریک هیجانات جمعی: استفاده از تصاویر خشونتآمیز یا روایتهای احساسی برای ایجاد خشم عمومی.
2. ایجاد هویت جمعی مجازی: تشکیل گروههای آنلاین که افراد را در قالب «ما» در برابر «آنها» قرار میدهد. این تقسیمبندی هویتی، بستر جرم جمعی را فراهم میکند.
3. تسهیل هماهنگی رفتاری: شبکههای اجتماعی ابزار سازماندهی سریع و غیررسمیاند؛ از طریق پیامرسانها و هشتگها، تجمعات غیرقانونی شکل میگیرد.
4. بازنمایی مشروعیت خشونت: رسانههای معاند با روایتسازی، خشونت را بهعنوان «واکنش طبیعی» یا «حق مشروع» معرفی میکنند.
5. تضعیف مرجعیت قانونی: با برجستهسازی ناکارآمدی یا فساد نهادها، اعتماد عمومی به قانون کاهش مییابد و زمینهی بیاعتنایی به قواعد رسمی فراهم میشود.
فرآیند شکلگیری هویت مجرمانه
مرحله اول: اعتراض مشروع → فرد یا گروه با انگیزهی اجتماعی یا سیاسی وارد میدان میشود.
مرحله دوم: مواجهه با روایت رسانهای → رسانههای معاند اعتراض را بهعنوان «مبارزه» یا «قیام» بازنمایی میکنند.
مرحله سوم: درونیسازی نقش → فرد خود را در قالب «مبارز» یا «قهرمان ضد نظام» میبیند.
مرحله چهارم: تثبیت هویت مجرمانه → رفتارهای غیرقانونی (تخریب، خشونت، حمله به اموال عمومی) به بخشی از هویت فردی و جمعی تبدیل میشود.
این فرآیند نشان میدهد که رسانهها نه تنها محرک رفتار، بلکه سازندهی هویتاند؛ هویتی که در نهایت به جرمزایی منجر میشود.
پیامدهای جرمشناختی و اجتماعی
تکرار جرم: تثبیت هویت مجرمانه احتمال بازگشت فرد به رفتارهای غیرقانونی را افزایش میدهد.
جرم شبکهای: اغتشاشات از حالت فردی به شبکهای و سازمانیافته تبدیل میشوند.
چالش بازاجتماعیسازی: بازپروری افراد دشوار میشود، زیرا رسانههای معاند همچنان هویت مجرمانه را تقویت میکنند.
تهدید امنیت اجتماعی: افزایش بیاعتمادی عمومی به نهادهای رسمی و کاهش انسجام اجتماعی.
نتیجهگیری و راهکارها
رسانههای معاند با ترکیب فشار اجتماعی، برچسبزنی و یادگیری اجتماعی، زمینهی شکلگیری اغتشاشات و هویت مجرمانه را فراهم میکنند. مقابله با این پدیده نیازمند:- سواد رسانهای: آموزش عمومی برای تشخیص روایتهای تحریفشده.
سیاستهای پیشگیرانه: تقویت اعتماد عمومی به نهادهای رسمی و کاهش زمینههای فشار اجتماعی.
– مدیریت فضای مجازی: رصد و کنترل شبکههای سازماندهندهی اغتشاشات.
بازنمایی مثبت: تولید روایتهای جایگزین توسط رسانههای رسمی برای خنثیسازی اثر رسانههای معاند.