برگزیده 10 تیر 1405 - 1 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

نقدی بر مدیریت جنگل‌های هیرکانی؛ از تنفس بی‌اعتبار تا قاچاق چوب

دکتر اصغر فلاح استاد منابع طبیعی، در یادداشتی به پیامدهای قانون "تنفس جنگل" پرداخته و از کاهش اعتبارات، تخریب جاده‌ها، گسترش قاچاق و توقف عملیات اصلاحی به عنوان تهدیدهای جدی برای پایایی جنگل‌های هیرکانی نام برده است.

طاهر خبر_ به قلم دکتر اصغر فلاح، استاد تمام دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری| جنگل‌های شمال کشور که از آستارا در غرب تا گلیداغی در شرق امتداد یافته‌اند، در سطح جهانی با عنوان “جنگل‌های هیرکانی” شناخته می‌شوند و تقریباً تنها عرصه جنگل‌های تجاری کشور به شمار می‌آیند. این جنگل‌ها با قدمتی متعلق به دوران سوم زمین‌شناسی، از ارزشمندترین اکوسیستم‌های طبیعی جهان محسوب می‌شوند.

وسعت جنگل‌های هیرکانی حدود ۱.۹ میلیون هکتار برآورد شده و بیش از ۸۰ گونه درختی و درختچه‌ای را در خود جای داده‌اند؛ گونه‌هایی نظیر راش، بلوط، ممرز، افرا پلت، افرا شیردار، نمدار، بارانک، گیلاس وحشی و بسیاری دیگر که هر یک بخشی از هویت اکولوژیک این رویشگاه کم‌نظیر را تشکیل می‌دهند.

ورود مدیریت علمی به عرصه جنگل‌های شمال کشور، در قالب تهیه و اجرای طرح‌های جنگلداری، به اواخر دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ بازمی‌گردد. در سال ۱۳۳۸ قانونی به تصویب رسید که بر اساس آن، تمامی برنامه‌های اجرایی، فنی و بهره‌برداری در جنگل‌های شمال صرفاً در قالب طرح‌های جنگلداری مصوب و با تأیید شورای عالی جنگل، مرتع و خاک ـ به‌عنوان عالی‌ترین مرجع علمی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور ـ امکان‌پذیر شد.

در پی اجرای این قانون، بخش وسیعی از جنگل‌های شمال تحت پوشش طرح‌های جنگلداری قرار گرفت و در برخی مناطق، اجرای این طرح‌ها بیش از سه تا چهار دهه تداوم یافت. در این طرح‌ها تلاش می‌شد مأموریت‌های اصلی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، شامل حفظ، احیا، توسعه و بهره‌برداری اصولی، به شکلی متوازن مورد توجه قرار گیرد.

گرچه در اجرای طرح‌های جنگلداری ایراداتی نیز وجود داشت ـ از جمله تمرکز برداشت به‌جای برداشت پراکنده ـ اما این طرح‌ها تجارب ارزشمندی را برای کشور، سازمان جنگل‌ها و جامعه کارشناسی و تخصصی منابع طبیعی به همراه داشت.

در اواسط دهه ۱۳۹۰، نگرانی‌هایی درباره بهره‌برداری بی‌رویه از جنگل‌های شمال در میان برخی متخصصان و کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست مطرح شد. البته باید توجه داشت که در سال‌های ابتدایی اجرای طرح‌های جنگلداری، میزان برداشت سالانه چوب حدود ۲ تا ۳.۵ میلیون مترمکعب بود، اما این میزان در اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰، با سیاست‌های اتخاذشده از سوی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، روندی کاهشی پیدا کرد؛ به‌گونه‌ای که در سال‌های پایانی اجرای طرح‌ها، میزان برداشت به کمتر از ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار مترمکعب در سال رسید.

سرانجام در سال ۱۳۹۶، علی‌رغم مخالفت جمع قابل توجهی از متخصصان، پژوهشگران و کارشناسان حوزه منابع طبیعی، قانونی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که بر اساس آن، اجرای طرح موسوم به «تنفس جنگل» به مدت ده سال در جنگل‌های شمال کشور آغاز و هرگونه بهره‌برداری ممنوع شد؛ قانونی که همچنان نیز پابرجاست.

بر اساس این قانون مقرر شد سازمان برنامه و بودجه کشور اعتبارات لازم را برای حفاظت از عرصه‌های جنگلی شمال و اجرای عملیات فنی مورد نیاز، در اختیار سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور قرار دهد. با این حال، بررسی اعتبارات سال‌های اجرای طرح تنفس نشان می‌دهد که اعتبارات تخصیص‌یافته همواره فاصله‌ای معنادار با نیاز واقعی این بخش داشته است؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد حتی پرداخت حقوق نیروهای حفاظتی با چندین ماه تأخیر انجام شده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، انگیزه و تاب‌آوری نیروهای حفاظتی در انجام وظایف خطیر خود با آسیب جدی مواجه شود.

از سوی دیگر، افزایش شدید قیمت چوب و فرآورده‌های چوبی، قاچاق چوب را در جنگل‌های شمال گسترش داده است. واقعیت آن است که علی‌رغم ممنوعیت رسمی بهره‌برداری، چوب گونه‌های مختلف جنگلی همچنان به وفور در بازار و کارگاه‌های مرتبط مشاهده می‌شود. افزایش قیمت چوب، در کنار تضعیف ساختار حفاظتی سازمان منابع طبیعی از نظر اعتبارات و نیروی انسانی، سبب شده روند حفاظت از جنگل‌ها با چالش‌های جدی روبه‌رو شود. افزون بر این، جرایم و مجازات‌های تعیین‌شده برای قاچاق چوب نیز تناسبی با ارزش اقتصادی تخلفات انجام‌شده ندارد.

یکی دیگر از زیرساخت‌های اساسی در طرح‌های جنگلداری، شبکه جاده‌های جنگلی است که طی سال‌های گذشته در مناطق مختلف جنگل‌های شمال احداث شده‌اند. این جاده‌ها برای اجرای عملیات مختلف جنگلداری، از جمله برداشت چوب، جنگل‌کاری، عملیات اصلاحی و پرورشی، اطفای حریق و دسترسی سریع به عرصه‌های جنگلی، نقشی حیاتی ایفا می‌کنند.

شاخص تراکم جاده ـ که بر حسب متر جاده در هکتار بیان می‌شود ـ در کشورهای پیشرو در حوزه جنگلداری نظیر فرانسه، آلمان، اتریش و بلژیک، به حدود ۴۰ تا ۵۰ متر در هکتار می‌رسد. این در حالی است که تراکم جاده در جنگل‌های هیرکانی، حتی در مناطق دارای طرح جنگلداری، کمتر از ۹ تا ۱۰ متر در هکتار بوده است.

متأسفانه در سال‌های اجرای طرح تنفس، به دلیل کمبود اعتبارات، بخش قابل توجهی از جاده‌های جنگلی مستهلک یا از چرخه بهره‌برداری خارج شده‌اند و بسیاری دیگر نیز به دلیل نبود نگهداری مناسب، وضعیت مطلوبی ندارند. اهمیت این موضوع در زمان وقوع آتش‌سوزی‌ها به‌خوبی نمایان می‌شود؛ به‌طوری که نبود دسترسی مناسب، عملیات اطفای حریق را با دشواری و تأخیر مواجه می‌سازد. نمونه آن، آتش‌سوزی‌های جنگل‌های منطقه الیت در چالوس بود که به دلیل نبود شبکه جاده‌ای مناسب، عملیات مهار آن بیش از یک هفته به طول انجامید و بخش قابل توجهی از عرصه‌های جنگلی منطقه از بین رفت.

در سال‌های اجرای طرح تنفس، عملیات اصلاحی و پرورشی مرتبط با توده‌های دست‌کاشت نیز تا حد زیادی متوقف شده است. در دوره اجرای طرح‌های جنگلداری، در برخی مناطق جنگلی شمال کشور، توده‌های دست‌کاشت بومی و غیربومی با هدف تأمین چوب مورد نیاز صنایع ایجاد شده بود. این توده‌ها به دلیل همسال بودن درختان و رشد هم‌زمان آن‌ها، نیازمند اجرای عملیات اصلاحی و پرورشی توسط کارشناسان متخصص هستند. انجام این عملیات موجب افزایش قطر، استحکام و مقاومت پایه‌های درختی در برابر عوامل طبیعی نظیر باد و برف می‌شود. در مقابل، عدم اجرای این اقدامات، سبب رشد ارتفاعی بیش از حد، کاهش قطر و افزایش آسیب‌پذیری توده‌ها خواهد شد؛ مسئله‌ای که آثار آن در بسیاری از عرصه‌های جنگلی شمال کشور قابل مشاهده است.

از سوی دیگر، اجرای چند دهه‌ای طرح‌های جنگلداری ـ که در سال‌های آغازین حتی با حضور کارشناسان بین‌المللی و همکاری فائو همراه بود ـ سرمایه‌ای ارزشمند از تجربه و دانش فنی را در کشور ایجاد کرد. با این حال، در یکی دو دهه اخیر، بخش عمده‌ای از کارشناسان باتجربه این حوزه بازنشسته شده‌اند و در صورت بازگشت به اجرای طرح‌های جنگلداری، کشور از منظر نیروی انسانی متخصص با چالش‌های جدی مواجه خواهد بود.

ماده ۳۶ برنامه هفتم توسعه کشور، ضمن تأکید بر ادامه طرح تنفس و ممنوعیت بهره‌برداری از جنگل‌های شمال، در قالب تبصره‌هایی به موضوع برداشت درختان شکسته، افتاده، خشک، خطرآفرین و آسیب‌پذیر در برابر آتش‌سوزی اشاره کرده و همچنین برداشت چوب حاصل از زراعت چوب را مجاز دانسته است. در همین راستا، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در ۲۸ حوضه آبخیز از مجموع ۱۰۳ حوضه آبخیز شمال کشور، اقدام به تهیه «طرح جنگلداری نوین» کرده است؛ طرحی که در چارچوب قانون مذکور تنظیم شده و اجرای آن ضروری به نظر می‌رسد.

بدیهی است درآمد حاصل از اجرای این طرح‌ها و فروش چوب‌های استحصالی، باید مجدداً در مسیر عمران، احیا و ارتقای کیفیت عرصه‌های جنگلی هزینه شود تا زمینه بهبود شرایط اکولوژیک جنگل‌ها فراهم گردد.

در پایان باید تأکید کرد که جنگل، موهبتی الهی و سرمایه‌ای ارزشمند برای نسل‌های امروز و آینده است. بهره‌برداری از این منابع، در صورتی که بر پایه طرح‌های علمی، متناسب با توان اکولوژیک و همراه با ملاحظات زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی انجام گیرد، امری قابل قبول و حتی ضروری خواهد بود. تعیین میزان برداشت باید بر اساس مطالعات دقیق و متناسب با میزان رویش سالیانه توده‌های جنگلی صورت گیرد و برداشت‌ها نیز به‌صورت پراکنده و کنترل‌شده انجام شود تا اکوسیستم جنگل توان ترمیم و بازسازی خود را حفظ کند.

برش و قطع در جنگل، همانند تیغ جراحی در دست پزشک، ابزاری تخصصی برای اصلاح، پرورش و ارتقای کیفیت توده‌های جنگلی است و در صورت استفاده علمی و اصولی، می‌تواند در خدمت پایداری و سلامت جنگل قرار گیرد.

به امید روزی که جنگل‌های هیرکانی شمال کشور، در بهترین شرایط اکولوژیک و با بالاترین کارکردهای زیست‌محیطی، همچنان پایدار و ماندگار باقی بمانند.

نویسنده
زری طاهری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی فحش و افترا به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به نظرات دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *